سیاست همگانی

سیاست همگانی موضوع اش خیر همگانی ست و بی طرف نمی تواند باشد.

خانه پدری/مادری و میهن‌دوستی دور از ناسیونالیسم

نوشته‌شده به دست پویا عزیزی در 14/11/2011

پویا عزیزی- چندی پیش، در پی برخوردی میان نمایندگان جنبش الاحواز و یک نفر از اعضای جنبش رفرمیستی و از اعضای یک سازمان اصلاح‌طلب در ایران، که در نشست‌های جانبی شورای حقوق‌بشر در مقر سازمان ملل در ژنو درگرفت؛ خود به خود بحث‌ها و تفسیرهایی هم، چه از جانب طرفین درگیر، البته با تغییر سویه الاحواز به بخشی از شرکت کنندگان و حتا گسترش این دایره به جنبش زنان و فعالین حقوق هم‌جنس‌گرا ادامه یافت.

بحث‌ها و تحلیل و تفسیرهایی که به شدت احساسی، فارغ از گفتمان علمی و سرشار از تهمت‌زنی‌های مرسوم فضای جوزده سیاسی و حتا شایعه پراکنی‌های بسیار و استفاده از ترم‌های بسیار انتزاعی بود. با این‌که فیلم و بحث‌های منتشر شده، خود گویای تمام و کمال واقعیت هستند؛ اما نگاه تحلیلی و علمی به این موضوع و ایجاد یک گفتمان در سپهر سیاسی شاید امری ضروری می‌نماید.

متاسفانه پرورش نسلی از فعالین سیاسی، اجتماعی و مدنی هم چون هم‌نسلان نگارنده این یادداشت و خود او در دوران حکومتی استبدادی و زیر قوانین محدویت‌ساز و انقیادآور، گرایشات متفاوت سیاسی این نسل را دچار نقصان‌های فکری و یکه‌پنداری‌های حاصل از تاریخ استبداد‌ زده کرده‌است.
 از یک سو اگر دل به دموکراسی و آزادی لیبرال‌مآب دست راستی می‌بندد از دل یک ناسیونالیسم افراطی نزدیک به راسیسم سر برمی‌آورد و مفهوم‌های انتزاعی و ایده‌الیستی برمی‌گزیند؛ یا اگر دل در راه‌‌حل‌های دست چپ می‌بندد، بدون آگاهی و تحلیل علمی و دست‌یابی به یک مفهوم و افق روشن از آن به آنارشی و بی‌قیدی مفرطی می‌انجامد که از دل تئوری‌های گوناگون و به شکلی تخیلی برداشت شده است، بی این‌که زمینه‌ای مادی و عینی داشته باشد. فارغ از این که این ادعا کلیت و همگان را در برگیرد، مسلما بخشی از این نسل را از این موضع حائز استثنا می‌داند. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

نوشته شده در ناسیونالیسم و میهن دوستی | برچسب‌ها: , , | بیان دیدگاه »

زدودن امکان فرصت طلبی و مزر آن با حقوق بشر ناب

نوشته‌شده به دست پویا عزیزی در 14/11/2011

از آنجایی که بازار چسباندن برچسب بر نویسندگان و کلا فعالان در حوزه سیاست در فرهنگ ایرانی جای ویژه‌ای دارد و این یادداشت نیز به نحوی مواضع سیاسی را مورد تحلیل قرار می‌دهد که در مورد کشتار تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین توسط ارتش عراق اتخاذ شده‌اند. نویسنده این یادداشت قبلا خود را از هرگونه ارتباط یا هواداری سازمان مورد نظر بری می‌داند و شیوه تفکرش را نیز خارج از شیوه تفکر مدهبی و سنت سازمان نامبرده می‌داند .

پویا عزیزی – بین اخبار منتشر در روزهای اخیر، بی‌شک خبر تاثر برانگیز حمله گردان‌های ارتش عراق به اردوگاه اشرف [ اردوگاه سازمان مجاهدین خلق ایران در عراق] و ساکنین غیرمسلح آن و در ادامه، کشته و زخمی شدن تعدادی از اعضای این سازمان در صدر اخبار مربوط به ایران قرار گرفت و واکنش‌های بسیاری را برانگیخت. واکنش‌هایی که در میان مخالفان و موافقان مشی این سازمان در سطح جهان متفاوت می‌نمود. البته به جز جمهوری اسلامی ایران که پیام تشکرش را رسما روانه عراق کرد و به جز گروه‌هایی اندک که سکوت را در این ‌باره برگزیدند، کشتار مجاهدین در اشرف به شکل وسیعی محکوم و در سطح جامعه جهانی تقبیح گردید .
حاکمیت دولت عراق برآمده از انتخابات، دخالت های مجاهدین در فضای سیاسی آن کشور، مواضع رهبران سازمان مجاهدین و شیوه اداره اردوگاه اشرف، تعهدات آمریکا به هنگام خلع سلاح اعضای این سازمان و بسیاری موارد دیگر بارها و بارها در مدیای متفاوت داخلی و خارجی منعکس شد و زوایا و گوشه‌های آن روشن گردید. این یادداشت قصد دارد به بررسی سیاسی گوشه‌های پنهان موضوع در میان هیاهوی رسانه‌ای حاضر بپردازد. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

نوشته شده در حقوق بشر | برچسب‌ها: , , , , , , | بیان دیدگاه »

خواهندگانی کوشا و مبارز ولی ناکام

نوشته‌شده به دست پویا عزیزی در 14/11/2011

پویا عزیزی- در شرایطی که شرع در جای‌گاه امر قدسی، بر گستره ِخیال ِانسان ِایرانی سایه افکنده است و به همراه ِسنت، در تاریخ ِواپس ماندگی‌اش آرام آرام می‌خزد تا چراغ قرمزِ بزرگی در برابر توانِ پرسش‌گریِ حاصل از شرایط مادی ِمدرن‌اش بنهد و همان‌طور که از چنین فضایی انتظار می‌رود، تمام روابط موجود میان جنس نرینه و مادینه، بر اساس سلطه‌ای از پیش تعیین‌شده و نظمی موجود، زن را در درجهِ دوم اهمیّت انسانی قرارداده تا از این طریق، ستمِ پدر/مرد سالارانه را بر وی اعمال کند. خودآگاهی و خودخواستگی‌ پدید‌آمده از این راه، در تحمل شرایط موجود، ستم را مضاعف کرده و راه رهایی را دشوارتر می‌نمایاند.

فمینیسم ِایرانی امّا در دل ِفرهنگی پدر/مردسالار، که منظم و ماشین‌وار طولِ تاریخِ حیاتِ جامعه را به آوردگاه کالاپندارگی و مالکیت‌ورزی و ستمِ‌جنسیتی تبدیل کرده‌است و سایهِ شرع و دین را نه تنها بر قواعدِ قانون و حکومت، بل‌که بر پیشانی ذهن زن و مردِ ایرانی کوبیده است، چه دارد که بگوید ؟ راه عبورش از این تنگنا را در چه می بیند؟ مسیر ترس‌ناک و هراس‌آور عبور از چراغ قرمزِ شریعت و انحلالِ امر قدسی در ذهن ِخود و در جامعه را چگونه پیموده است یا چگونه خواهد پیمود؟ ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

نوشته شده در نقد تاکتیک و استراتژی جنبش زنان, جنبش زنان ایران | برچسب‌ها: , , , , , , , , | بیان دیدگاه »

متن سخنرانی در چهلمین سالگرد و بزرگداشت حماسه سیاهکل

نوشته‌شده به دست پویا عزیزی در 14/11/2011

بر دیوار پاسگاه

جز کمانه نمی کشید

بر دیوار سینه ات اما

گلی می نشاند گلوله ی سرخ

تا عطرش هزاران گوزن عاشق را

پای کوبان به راه خلق بشوراند

 آه

ای نافه ی گوزن

راه به دوردست های میهنم برده

فردا سینه ام ارزانی توست

با سوراخ ها و پوکه ها

ایستاده بر تیرک تیرباران

تا فریاد خلق را به دل شعله ای کشد

ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

نوشته شده در قیام مسلحانه سیاهکل, بررسی جنبش چپ ایران | برچسب‌ها: , , | بیان دیدگاه »

سیاهکل، پرنده انقلاب ، و لنینیست های متاثر از کوبا

نوشته‌شده به دست پویا عزیزی در 14/11/2011

این روزها که می‌آیند دقیقا چهل‌سال از قیام مسلحانه چریک‌های فدایی خلق در سیاهکل می‌گذرد. آن چه در رابطه با این موضوع کاملا مشهود است، تاثیرگذاری این قیام بر پیروزی قیام مردمی در سال 1357 و تاثیرات فرهنگی آن بر جو سیاسی و مبارزاتی و حتا فرهنگ مبارزاتی آن دوران غیر قابل انکار است.

فيدل‌کاسترو می‌گويد «هيچ انقلابی بدون يک پيش‌آهنگ وجود ندارد، و اين‌که اين پيش‌آهنگ لزوماً حزب مارکسيست-لنينيست نيست و اين‌که آن‌هایی‌ که می‌خواهند انقلاب کنند، اين حق را دارند که خود مستقل از اين احزاب، پيشاهنگی تشکيل دهند… پس هيچ نوع معادله متافيزيکی که در آن حزب مارکسيست-لنينيست = پيش‌آهنگ باشد، وجود ندارد. صرفاً ارتباط و به‌هم‌بستگی‌های ديالکتيکی‌ای بين يک وظيفه معين، يعنی وظيفه يک پيش‌آهنگ در تاريخ – و شکل خاص از سازمان – سازمان حزب مارکسيست-لنينيست وجود دارد، اين به‌هم پيوستگی‌ها از تاريخ پيشين ناشی شده و بدان وابسته‌اند. احزاب در اين‌جا در روی زمين وجود دارند و تابع سخت‌گيري‌های ديالکتيکی زمينی‌اند. اگر آن‌ها زاده شده‌اند، می‌توانند نميرند و به اشکال ديگری دوباره زاده شوند». ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

نوشته شده در قیام مسلحانه سیاهکل, بررسی جنبش چپ ایران | برچسب‌ها: , , , , , , , | بیان دیدگاه »