پویا عزیزی – آن چه در گزارش زیر میآید تنها نمونههایی قابل دسترس از جنایاتی بود که طی پنجاه سال اخیر بر زنان ایران رفته است و مسلما تمامی آن ها را در بر نمیگیرد. همچنین این گزارش قصد ندارد جنایتهای بی شماری را که بر مردان این مرز و بوم رفته است، نادیده گرفته و بر نشمارد و گزارش در مورد زنان را صرفا جهت تمرکز موضوع و جلوگیری از پراکندگیهای بیش از حد و از دست نرفتن خط روایی آن برگزیده است.
زنان ایران از اوایل دههٔ چهل با آغاز نوعی از رشد و بلوغ در جامعهٔ ایرانی به شکل گستردهتری از قبل پا به عرصههای اجتماعی نهادند و اگر پیش از این تنها در عرصههای آموزگاری و پرستاری و شغلهایی از این دست،کم و بیش فعال بودند اکنون با تاسیس کارخانهها و بزرگتر شدن شهرها دیگر مستقیماً وارد عرصههای تولید و روابط اقتصادی و اجتماعی میشدند.
شواهد تاریخی حاکی از آن است که زنان به شکل ویژه، در کارخانههای داروسازی و بخشهای تولیدی و آزمایشگاهی و به شکل ویژهتری در بخشهای بستهبندی کارخانجات و همینطور در بخشهای تولیدی نساجی و ماشینسازی و پتروشیمی و در بخشهای اداری و خدماتی مستقیما وارد فضای کار شده و از این طریق در میان مناسبات اجتماعی تاثیرگذار شدند.
مشارکت زنان در فعالیتهای اجتماعی و روند رشد آنها از طریق تحصیلات و کمتر شدن بیسوادی در میانشان،راه را برای حضور پررنگ و تاثیرگذار آنها در قیام مردمی ۵۷ باز میکند.از سوی دیگر قیدوبندهای جامعهٔ مردسالار و سنتهای دست و پاگیر و گاه غیرانسانی دینی، بعداً بخشی از این زنان را در مبارزههای برابریخواهانه سازمان داد. هرچند آن برههٔ زمانی به دلیل نفوذ سازمانهای سیاسی و مبارز و دامنهٔٔ گسترده فعالیت شان به ناچار هر مبارزی را در صفی قرار میداد. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »