پویا عزیزی- اعدام، به عنوان مجازات از دیرباز به گونههایی متفاوت بیشتر از سوی حاکمین بر محکومین اعمال شده است و گاه از سوی محکومین بر حاکمین از طریق دست یازیدن به سلاح و کشتار مستقیم. گرچه هر دو از سویهِ کشتار و حذف فیزیکی دیگری حرفهایی برای گفتن دارند اما در پس پشت این دو سویهگی تضادی مسلم نهفته است که هر دو طرف را وارد مبارزه و بلکه جنگی خونبار میکند.
تضادی که در دوسوی خود ناتوانیای را یدک میکشد. از یکسو ناتوانی حاکم و سیستم اعمال قدرتاش در برآوردن نیازها و ایجاد جامعهای سالم و عاری از بروز جرم و در سوی دیگر ناتوانی محکومین در برآوردن نیازهایشان و ناچاری در برابر بستگی ِ سیستم حاکم و عدول از ساز و کارهای آن و منجر به کنشی که سوی روبهرو آن را جرم می پندارد.